Showing posts with label هایکو. Show all posts
Showing posts with label هایکو. Show all posts

Saturday, May 22, 2010

فینیقیه امید خورشید فردای روزای بارونی باریکه

باران آمد، دختر در باران آمد
این مرد اسب ندارد
سرخوشانه می‌دود مثل اسب

Monday, May 3, 2010

در یاهو مسنجر سروده شد

به من، لمیده‌ی ابدی
دنیایی نشان داده‌ای گل و گشاد
همین است که هی لق‌لق می‌زنم

Wednesday, April 21, 2010

11

نیمشب تو به دیوار می نگری
من به ساق، کمرگاه، به مو
جهان در انتظار غلت زدن است

10

رد میوه ها را می گیرم
تا لابلای ملافه های عصر
لب، آلبالو، شانه، شلیل

Saturday, April 10, 2010

9

با کوچکترین مفصلم
که درد می کند، و یک بوسه
به جنگ استخوان و عصب آمده ام

Tuesday, April 6, 2010

7

بالاتر از آب و آسمان
می‌رود از گرما، به گرمای دیگری
انحنای سرخوش لب؛ کام و گونه‌ی آه

Thursday, April 1, 2010

6

به دره هایت که رسیدم
هلم بده، غرقم کن
و بر مزارم شکلات بمال

Wednesday, March 31, 2010

5

خواب بودم مثل یک صخره
خواب چیزهای تنک
آبشاری از سنگریزه ام حالا

Monday, March 29, 2010

4

بولدوزرها نارنجی اند
و من کمرم درد می کند
خرابم کن

Sunday, March 28, 2010

3

ق ق ق
ق ق ق ق ق
ق ق ق

Saturday, March 27, 2010

2

آنقدر سک.سی هستنی
که هر شب با تو میخوابم
پشت تلفن، خر و خر کنان

Friday, March 26, 2010

1

یک گله آهو
با صندلهای نارنجی
میروند به قطب، لرو کنان